تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

275

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

خسرو فرزندانى ادب آموخته داشت « 1 » امّا پادشاهى را پس از خود به هرمزد كه از او و از خاتون دختر خاقان بود بسپرد « 2 » زيرا مىدانست كه او ميانه‌رو است و كارها را بىهيچ سستى بگرداند و اميدوار بود كه هرمزد با اين خصال بتواند مملكت

--> در اينجا از شخصى ياد كنيم كه در روايات تاريخى در حقيقت ذكرى از او نيست امّا در كتب مواعظ و بلاغى از او بيشتر ياد شده است و او بزرگمهر پسر بختگان از مردم مرو است كه در نظر شرقيان وزير نمونه و كامل است . دينورى از او مختصرى ذكر مىكند . مسعودى دربارهء او مطالب نسبة بيشترى آورده است ؛ امّا فردوسى مخصوصا مطالب زيادى از او آورده است . اساسا فردوسى از داستان خسرو براى نقل مطالب تعليمى و افسانه‌اى زيادى استفاده كرده است . مسعودى ( ج 2 ص 206 به بعد ) مىگويد بزرگمهر براى خسرو 12 اصل در حكومت پيشنهاد كرد و او دستور داد كه آن را به آب‌طلا نوشتند . اين دوازده اصل شاخص است و خلاصهء آن از اين قرار است : 1 - ترس از خدا 2 - راستگوئى و وفاى به عهد 3 - مشورت با علما ( روحانيان ) 4 - اكرام دانشمندان و اشراف و فرماندهان سپاه و دبيران و درباريان به اندازهء پايگاهشان 5 - رسيدگى به كار قضات و كارداران و پاداش نيكوكاران ايشان و كيفر بدكاران ايشان 6 - رسيدگى به زندان تا شخصا از تقصير و يا بىگناهى زندانيان آگاه شود . 7 - بازرسى بازرگانان و نرخ‌ها در بازار ( تا از گران‌فروشى و رباخوارى و غيره جلوگيرى شود ) 8 - به انتظام آوردن كار رعيّت با اجراى مجازات 9 - خوب نگاه داشتن سلاح و آلات جنگى 10 - رعايت حال خانواده 11 - مواظبت از مرزها ( در زمان صلح ) به دقّت 12 - بازجوئى وزرا و درباريان و به كنار گذاشتن خيانتكاران و مردم بىكفايت . هر فرمانرواى شرقى به هر حال اين اندرزها را كه بعضى از آن بسيار شاخص است بايد در نظر آورد . اصل چهارم از مميّزات ، مخصوص دستگاهى اشرافى و ديوانى ساسانى است . مجمل التّواريخ ( ص 96 چاپ طهران ) از حكماى ديگر آن زمان نيز نام مىبرد . داستانى كه فردوسى ( ص 1679 به بعد ) از زوران ( با دو هجا ) نابكار و كشته شدن آنى مهبود به تحريك او نقل مىكند بيشتر جنبهء تاريخى دارد و كمتر ايده‌آلى است . يكى بودن اين داستان را از اين پيش با داستان مذكور در پركپ ( جنگ ايران 23 / 1 ) دربارهء مبدوس زبرگانس دريافته‌اند ( نامهاى اشخاص هم حتّى الامكان يكى است - زبرگان مرزبان ( السّمعانى ج 1 ص 183 ) كه معرّب آن زبرقان است . زبرقان رئيس مشهور يكى از قبايل بدوى عرب و معاصر با محمّد ( ص ) بود ) . جزئيّات اين داستان چه در شاهنامه و چه در كتاب پركپ قابل اعتماد نيست . امّا معلوم مىشود كه حتّى در دربار خسرو نيز توطئه‌ها و دسيسه‌ها به همان اندازه رواج داشت كه دستورهاى حكيمانهء پادشاهى . ( 1 ) - فردوسى ( ص 1787 ) مىگويد كه خسرو شش پسر داشت . ( 2 ) - رجوع شود به زيرنويس شماره 3 ص 134 ، فصل چهارم و زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 197 ، فصل ششم .